تبليغاتX
گمشده مهتابی

گمشده مهتابی

با من غریبگی نکن

حالا کدوم خوشگل ترن؟

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 4:56 PM  توسط وحید  | 

heart

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 12:10 PM  توسط وحید  | 

حقيقت اصلي دانشگاه (از کریس به اتان)


اگر از پسرهاي پشت كنكور بپرسيد براي چه مي خواهند به دانشگاه بروند جواب حقيقي آنها اين خواهد بود: دختربازي .


اگر از دخترها بپرسيد: میگویند براي انتخاب شوهر .


حالا تكليف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را مي فرستند دانشگاه كه مثلا درس بخونه.

ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اينو بخونيد:



* سري به يكي ازخانه هاي دانشجويي پسرها ميزنيم. سه پسر در گوشه اي مشغول پاستور بازي هستند و حسابي جر ميزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه يادشان رفته غذا بالاي اجاق داردمي سوزد.


* حال سري به خوابگاه دخترها ميزنيم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفه ها را به هم گره زده اند و ازپنجره ي اطاق مشغول كشيدن پسري به اطاق خودشان كه طبقه دوم است هستند. ناگهان صداي آژير پليس كه از آن نزديكي مي گذرد مي آيد و دخترها از ترس ملحفه ها را ول مي كنند. پليس به طرف او مي آيد و چند روز بعد به پسرك مي گويد ما اصلا شما را نديده بوديم.


* سري به يكي از كافي شاپهاي اطراف دانشگاه ميزنيم. يك پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتي پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتي هم از هم جدا مي شوند نه كك اين ميگزه نه اون.


* سر يكي از كلاسهاي درس هستيم 4 پسر پشت سر دختري نشسته اند و با تلاش زياد طوريكه نه دختره و استاد و نه بقيه دانشجويان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوي دختره مي نويسند (من خرهستم).


* ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها مي سوزه و براي آنها سوپ مياره.

پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفي از ظروف خودشان خالي مي كنند و براي دخترهاي دانشجوي همسايه مي برند كه بله، اينو ما پختيم. دخترها فكر مي كنند كه اينها ديگه آدم شده اند و با تعارف سوپ را مي گيرند. غافل از اينكه پسرها...


حقيقت اصلي دانشگاه اينه !!!!!!

ماجراي طنز

 

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه  !! بهرام چطوره !!!

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 9:51 AM  توسط وحید  | 

....

 conveniences, but less time

 ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر

   We have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment

 مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم

   We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness

 متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر

 We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom

 بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم

 We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often

 چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می کنیم، به اندازه کافی دوست  نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم

   We've learned how to make a living, but not a life; we've added years to life, not life to years

 زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان

 We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints

 ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر

 We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less

 بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم

   We've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor

 ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم

 We've conquered outer space, but not inner space. We've split the atom, but not our prejudice

 فضا بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را

 we write more, but learn less; plan more, but accomplish less

 بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام  می رسانیم

   We've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals

 عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر

 We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality

 کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم

   These are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationships

 اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی

 More leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes

 فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده

 That's why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion

 بدین دلیل است که پیشنهاد می کنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است

 Search for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs

 در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید

   Spend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you love

 زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید

 Life is a chain of moment of enjoyment, not only about survival

 زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است

 Use your crystal goblets. Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want it

 از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید

 Remove from your vocabulary phrases like "one of these days" and "someday". Let's write that letter we thought of writing "one of these days "

 عباراتی مانند "یکی از این روزها" و "روزی" را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم "یکی از این روزها" بنویسیم همین امروز بنویسیم

 Let's tell our families and friends how much we love them. Do not delay anything that adds laughter and joy to your life

 بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که می تواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید

 Every day, every hour, and every minute is special. And you don't know if it will be your last

 هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمیدانید که شاید آن می تواند آخرین لحظه باشد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 5:56 PM  توسط وحید  | 

HAPPY NEW YEAR ...ETHAN

 MERRY NEW YEAR

2009

Two things upon this changing earth can neither change nor end; the splendor of Christ's humble birth, the love of friend for friend.

دو تا چیز که توی چرخش زمین نه تموم میشه و نه تغییر میکنه، یکیش شکوه تولد عیسی مسیحه و یکیش عشق دوست به دوسته!

Joy resounds in the hearts of those who believe in the miracle of Christmas!

Wishing you all the peace, joy, and love of the season! Season's Greetings!

لذت در قلب کسانی که به معجزه ی کریسمس اعتقاد دارند بازتاب میکند.

برای تو تمام صلح ، لذت و عشق این فصل رو آرزو میکنم . تغییر فصل رو بهت تبریک میگم

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 5:10 PM  توسط وحید  | 

از کریس به دوستان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 10:2 AM  توسط وحید  | 

از کریس به اتان !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 9:49 AM  توسط وحید  | 

از طرف کریس غریبه (بیشتر بدانید)

استیون هاوکینگ

                                                            

استیون ویلیام هاوکینگ یکی از بزرگ‌ترین فیزیک‌دانان نظری معاصر است که در ۸ ژانویه ۱۹۴۲، دقیقاً ۳۰۰ سال پس از مرگ گالیله، در آکسفورد، انگلستان به دنیا آمد و هم اکنون در دانشگاه کمبریج صاحب کرسی ریاضیات لوکاس است.

مشهورترین آثار او در بین افراد معمولی علاقمند به دانش، کتاب‌های جهان در پوست گردو «تاریخچهٔ زمان» و «تاریخچهٔ بسیار کوتاه زمان» هستند.

  •  

زمینه‌های پژوهشی

زمینهٔ پژوهشی اصلی وی کیهان‌شناسی و گرانش کوانتومی است. از مهم‌ترین دستاوردهای وی مقاله‌ای است که به رابطهٔ سیاه‌چاله‌ها و قانون‌های ترمودینامیک می‌پردازد. او نشان می‌دهد که سیاه‌چاله‌ها بعد از مدتی به وسیلهٔ زوج‌های ذرات مجازی که در افق رویداد (event horizon) آن تشکیل می‌شود، نابود می‌شوند.

ناتوانی جسمی

به دنبال احساس ناراحتی هایی در عضلات دست و پا استیفن در ژانویه ۱۹۶۳ یعنی آغاز بیست و یکسالگی مجبور به مراجعه به بیمارستان شد و آزمایش هایی که روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمان ناپذیری را نشان داد. این بیماری که به نام ALS شناخته می شود بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله قرار می دهد و به تدریج اعصاب حرکتی بدن را از بین می برد و با تضعیف ماهیچه ها فلج عمومی ایجاد می کند بطوریکه بمرور توانایی هرگونه حرکتی از شخص سلب می شود. معمولاً مبتلایان به این بیماری بی درمان مدت زیادی زنده نمی مانند و این مدت برای استیفن بین دو تا سه سال پیش بینی شده بود.

ناامیدی و اندوه عمیقی را که پس از آگاهی از جریان بر استیفن مستولی شد می توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته میدید. دوره دکترا-رویای دانشمند شدن - کشف رمز و راز کیهان - همگی به صورت کاریکاتورهایی در آمدند که در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند می زدند. بجای همه آن خیال پروریهای بلند پروازانه حالا کاری بجز این از دستش بر نمی آمد که در گوشه ای بنشیند و دقیقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومی بدن زمان مرگش فرا برسد.

به اتاقی که در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعتها متفکر و بی حرکت ماند. خودش بعدها تعریف کرده است که آن شب دچار کابوسی شد و در خواب دید که محکوم به اعدام شده است و او را برای اجرای حکم می برند و در آن موقعیت حس کرد که هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند است. بعد از بیداری به یاد آورد که در بیمارستان با یک جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی می کشید. پس خود را قانع کرد که اگر به بیماری درمان ناپذیری مبتلااست لااقل درد نمی کشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش که هیچ چیز را به آسانی نمی پذیرفت هشدار داد که از کجا معلوم که پیش بینی پزشکان درست از کار در بیاید و چه بسا که از نوع اشتباهات کتاب‌های درسی باشد!

اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه با ناامیدی و بدبینی داد آشنایی اش در همان ایام با دختری به نام (جین وایلد) بود که بعد ها همسرش شد.

جین دانشجوی دانشگاه لندن بود اما تحت تأثیر هوش فوق العاده و شخصیت استثنایی استیفن چنان مجذوب او شده بود که هر هفته به سراغش می آمد و ساعتی را به گفتگوی با او می گذرانید.آنها پس از چندی رسما نامزد شدند و استیفن تحصیلات دانشگاهی اش را از سر گرفت زیرا برای ازدواج با جین می بایست هرچه زودتر دکترای خود را بگیرد و کار مناسبی پیدا کند.

و او طی دو سال با اشتیاق و پشتکار این برنامه را عملی کرد در حالیکه رشد بیماری لعنتی را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به کمک یک عصا و سپس دو عصا راه می رفت. ازدواجش با جین در سال ۱۹۶۵ صورت گرفت و او چنان غرق امید و شادی بود که به پیش بینی دو سال پیش پزشکان در مورد مرگ قریب الوقوعش نمی اندیشید. جین تا سال ۱۹۹۱ ازاستیفن نگهداری کرد. در آن سال به دلیل مشکلات ناشی از شهرت استیفن و بد تر شدن بیماری او، این دو از یکدیگر جدا شدند. سپس استیفن که از این ازدواج سه فرزند داشت، با یکی از پرستارانش، الن میسون، ازدواج کرد. همسر اول الن، دیوید میسون، سازنده نخستین دستگاه گویا برای استیفن بود.

پروفسور استیفن هاوکینگ اکنون ۶۵ سال داردو ظاهراً بیش از یک ربع قرن قاچاقی زندگی کرده است. البته اگر بتوان وضع کاملا استثنایی او را در حال حاضر زندگی نامید.!

پیش بینی پزشکان در مورد بیماری فلج پیش رونده او نادرست نبود و این بیماری اکنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه ۶۰ برای نقل مکان از صندلی چرخدار استفاده می کند و قدرت تحرک از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است. با این دو انگشت او می تواند دکمه های کامپیوتر بسیار پیشرفته ای را فشار دهد که اختصاصأ برای او ساخته اند و بجایش حرف می زند و رابطه اش را با دنیای خارج برقرار می کند زیرااستیفن از سال ۱۹۸۵ قدرت گویایی خود را هم ازدست داده است.

در آن سال او پس از بازگشت از سفری به گرد جهان برای مدتی در ژنو بسر می برد که مرکز پژوهشهای هسته ای اروپاست و دانشمندان این مرکز جلسات مشاوره ای با او داشتند. یک شب که استیفن هاوکینگ تا دیر وقت مشغول کار بود ناگهان راه نفس کشیدنش گرفت و صورتش کبود شد بیدرنگ او را به بیمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراری قرار دادند. معمولاً مبتلایان به بیماری ALS در مقابل سینه پهلو حساسیت شدیدی دارند و در صورت ابتلای به آن میمیرند که این خطر برای استیفن هاوکینگ هم پیش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشی از سینه پهلو بود. پس از چند روز بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصمیم گرفته شد که با عمل جراحی مخصوص مجرای تنفس او را باز کنند اما در نتیجه این عمل صدای خود را برای همیشه از دست می داد.

عمل جراحی با موفقیت صورت گرفت و بار دیگر استیفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت گویایی خود را از دست داد، با جایگزینی کامپیوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافیانش حتی بهتر از سابق شد زیرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتی با دشواری و نارسایی زیاد صحبت می کرد. برنامه ریزی این دستگاه شامل سه هزار کلمه است و هر بار که استیفن بخواهد سخنی بگوید می بایست با انتخاب کلمات و فشردن دکمه های کامپیوتر به کمک دو انگشتش که هنوز کار می کنند جمله مورد نظرش را بسازد و صدای مصنوعی به جای او حرف می زند. البته اینگونه سخنگویی ماشینی طولانی تر است اما خود استیفن که هرگز خوشبینی اش را از دست نمی دهد عقیده دارد که به او وقت بیشتری می دهد برای اندیشیدن آنچه می خواهد بگوید و سبب می شود که هرگز نسنجیده حرف نزند.

آثار

این فهرست کامل آثار هاوکینگ نیست و تنها مشهورترین آثار او را شامل می‌شود. برای فهرست کامل آثار مراجعه کنید به [۱]. در ژوئن ۲۰۰۶، وی که برای یک سخنرانی به هنگ‌کنگ سفر کرده بود، اعلام کرد که تصمیم دارد به همراه دختر خردسالش، لوسی، کتابی علمی برای کودکان بنویسد. لوسی هاوکینگ گفت : «[این کتاب] داستانی است برای کودکان که در آن شگفتی‌های گیتی شرح داده می‌شود.»[۲].

شرط‌بندی علمی

او با کیپ ثورن درباره اینکه ماکیان ایکس یک سیاهچاله نیست یک شرط‌بندی علمی داشته است

علمی

·                     The Large Scale Structure of Spacetime with George Ellis

·                     The Large, the Small, and the Human Mind, (with Abner Shimony, Nancy Cartwright, and Roger Penrose), Cambridge University Press, 1997, ISBN 0-521-78572-3

 

برای مردم معمولی


·                     A Briefer History of Time

·                     A Brief History of Time

این کتاب در ایران با عنوان «تاریخچه زمان» ترجمه و چاپ شده است.

·                     Black Holes and Baby Universes and Other Essays

·                     The Universe in a Nutshell

این کتاب در ایران با عنوان «جهان در پوست گردو» ترجمه و چاپ شده است.

·                     On The Shoulders of Giants. The Great Works of Physics and Astronomy

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 11:30 AM  توسط وحید  | 

lhc

آقا وحید آقا بهرام اگه گفتید این چیه ؟؟

جواب اقا بهرام!:

شتاب دهنده ی سرن

توضیح در مورد سرن:از واژه ی فرانسوی Conseil Europeen pour la Recherche Nucleaire به معنای مرکز تحقیقات هسته ای اروپا گرفته شده ۶۰ سالی هم از ساختش می گذره دستگاهي كه در سرن ساخته مي شود، ال.اچ.سي( Large Hadron Collider ) با برخورددهنده بزرگ درون ها است و هدف آن شناخت اجرام ماده در حدفاصل 10 به توان منفي 23 سانتيمتره، آزمون نظريه استاندارد ذرات، كشف اجزاي يافت نشده مدل استاندارد، آزمون نظريه هاي انفجار بزرگ و نظريه هاي وحدت بزرگ است.دو آشكارساز بسيار بزرگ سي.ام.اس( Compact Muon solonoid ) و اتلس( ATLas ) نيز ساخته شده تا بر روي ال.اچ.سي نصب شوند. آشكارساز سي.ام.اس به منظور مطالعه در خواص ذرات در انرژي بالا طراحي شده است.ذرات پروتون و پادپروتون توسط آهنربايي بسيار قوي به صورت باريك هاي شتاب مي گيرند و با هم برخورد مي كنند. در اين فرايند، علاوه بر ذراتي كه آنها را مي شناسيم، ممكن است ذرات جديدي توليد شود كه براساس نظريات موجود انتظارشان را داشته ايم. البته در مراحل بعدي مي توانيم خواص اين ذرات، جرم يا بار الكتريكي آنها را اندازه گيري كنيم.
انرژي به وجود آمده از اين عمل مي توان باعث توليد مواد جديد و ذرات بنيادي باشد روي اين شتابگر چهارم آزمايش مختلف صورت مي گيرد كه يكي از آنها C.M.S است.هدف از ساخت اين شتابگر عظيم، كشف يك ذره بنيادي به نام «هيگز» است كه فيزيكدانان ذرات بنيادي آن را پيشگويي كردند. تمامي ذرات بنيادي ديگر، از جمله كوارك ها، از اين ذره به وجود آمده است.
(کوارک رو که حتما می شناسید)

برگرفته از:www.cern.ch 

زحمت ترجمه رو هم خودم کشیدم!!!!

البته شاید هم از بیخ غلط نوشتم اگه اینطوریه لطفا گوشزد کنید

حسنی دمت گرم بازم از این کارا بکن خیلی حال داد!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 9:59 AM  توسط وحید  | 

از طرف حسن جون

9- تلفظ (ک) در زبان ترکی
از يه ترکه ميپرسن : شما (ک)چه طور تلفظ ميکنيد؟ ترکه ميگه:ما(ک) 4 جور تلفظ ميکنيم 1.يه (ک) که (ک) تلفظ ميشود مثل:کلافه 2.يه (ک) که (چ) تلفظ ميشود مثل:بانچ (بانک) 3.يه (ک) که (خ) تلفظ ميشود مثل:تراختور(تراکتور) 4.يه (ک) که اصلا" تلفظ نميشود...

 

- اسیر
ترکه تو جبهه بیسیم چی بوده ، بیسیم میزنه به قرارگاه میگه من 5 تا عراقی دستگیر کردم بیاید ببریدشون !! از قرارگاه پیام میدن که چرا خودت نمیاریشون ؟؟ ترکه میگه آخه این 5 تا نمیزارن بیام

 

 قران
آرايت كيف خلقت ميمونا و اتلبسه بالكاپشن و جعلناه الرِئيس الجمهوركم لعل تعتبرون: ايا نديدي چگونه ميموني را آفريديم و بر او كاپشن پوشانيديم و رئيس جمهورتان قرار داديم شايد كه عبرت گيريد. . . . سوره عنتر ! 

 2- مسیج ترکی جدید
ترکه میره دانشگاه به ۲ دلیل می فهمن ترکه ! ۱. سامسونتشو می زاره تو زنبیل ۲. وقتی استاد تخته رو پاک می کنه اونم دفترشو پاک می کنه 

- مکانیکی
اصفهانیه میره مکانیکی، به تعمیرکار می گه: ۱ قطره روغن تو موتور، ۱ لیوان آب تو رادیات، ۱ لیتر بنزین تو باک بریز. تعمیرکاره می گه: لاستیکتم کم بادس! می خوای توش بگوزم؟ 

- آموزش زبان ترکی در 3 ثانیه
آموزش زبان ترکی در 3 ثانیه 1- هرگاه حرف ب ساکن قبل از ر بیاید جای آنها عوض می شود: مثال: کبریت <-- کربیت تبریز <-- تربیز 2- حرف گ در اول کلمه ق و در سایر موقعیتها ج ادا میشود: مثال: گازوئیل <-- قازوئیل تگرگ <-- تجرج ... 

9- قلیون
سه تا ديونه ميرن پيش روانپزشک ,دکتره بهشون سه تا ذغال ميده اولی ذغاله رو میخوره دومی خودشو سیاه میکنه سومی میزارش رو سرش شلوارشو میکشه پایین میگه دکتر بفرما قلیون!!!!  

- برق
وقتی برق می ره آدم یاد 4 نفر میوفته : 1)پدر و مادر ادیسون 2)خواهر و مادر احمدی نژاد

5- آزمایش ادرار
ترکه میره آزمایشگاه پرستار لیوان رو میده دستش میگه برو پایین تو این ادرار بکن ترکه میره ادرار میکنه میاد به پرستار میده پرستار میگه خوب حالا برو بالا ترکه هم میگه به سلامتی شما و دکتر لیوان رو سر میکشه

 سنگ قبر زن اصفهانی
يه دکتر اصفهاني زنش ميميره روي سنگ قبرش مي نويسه : آرمگاه زري همسر دکتر ر حيمي مختصص زنان و زايمان، مطب: خيابان جلفا کوچه سوم پلاک 20 ساعات پذيرايي: 16 الي 21

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 11:41 AM  توسط وحید  |